رمان آپدیت شوندهرمان عاشقانه

رمان استاد متجاوز من

همراه شما هستیم از این تایم روز از وبسایت رمان خون با ” رمان استاد متجاوز من ” امیدواریم دوست داشته باشید با ما باشید با ادامه مطلب /

رمان استاد متجاوز من

خلاصه رمان »

انگشت اشارمو فرو کردم تو موهام و محکم شروع کردم به خاروندن مغز نخودیم.
به برگه ی جلوم نگاه می کردم و حس میکردم به زبان چینی روش نوشته شده چون هیچی ازش نمی فهمیدم و برام‌گنگ بودن.
یه استاد احمق و زبون نفهم گیرمون افتاده که اولین جلسه ی کلاس و اومده گفته یه امتحان از ترم قبل میگیره تا برامون دوره شه.
ولی اخه هرچی فکر میکنم اینا رو نداشتیم ما، نکنه من اون ترم یه کتاب اشتباه خریدم. همونطور که با مغز پوکم کلنجار می رفتم صدای نکره ی استاد بزغاله بلند شد و اعلام کرد وقت تمومه.
با قیافه ی اویزون، برگه ای رو که فقط اسمم توش نوشته شده بود و بلند کردم و با لودگی دادم دستش که چشم غره ای بهم رفت.
تاریخ! هعی، تاریخ چه بدرد ادم می خوره. خیلی زرنگین بیاین آینده رو بگین.
دستم و زدم زیرچونم که صدای عطیه بلند شد که می گفت:
_چرا مثل ارواح زل زدی به عظیمی بدبخت؟

برای مشاهده کامل این رمان لطفا از باکس دانلود زیر استفاده کنید


همراهان عزیز توجه نمایید : رمان استاد متجاوز من دچار یه مشکل جزئی شده و بزودی هم رفع میشه و همانند قبل آپدیت ها رو برای شما عزیزان قرار میدیم خواهشمندیم از درج نظرات و کامنت های بی محتوا خودداری کنید و کمی صبور باشید باتشکر از شما عزیزان / مدیریت


رمان های مشابه »

اگر نویسنده ماهری هستی و علاقمندی رمانت رو در سایت ما درج کنی میتونی از اینجا اقدام کنی.

‫2,631 نظرها

  1. ببخشید من تا پارت ۶۴ خوندم بقیشو چجوری بیارم
    میام بزنم رمان شاهرخ و اینا میاره/: ‌ بگید توروخدا😭

  2. سلام
    رمانتون خیلی خوبه به نظرم اما پارت گذاری رو منظم کنید لطفا
    اینطوری خیلی بهتره
    فقط من یک سوال داشتم
    چقدر دیگه از رمان مونده؟؟

  3. چرا انقدر دیر دیر پارت میزارین اخه
    ایسان خیلی اشتباه کرد که به دامون فرصت نداد که توضیح بده بهش چون وقتی که رفته بودن شمال و ایسان تصادف کرد قبلش ایسان شنید که دامون میخواد به بارانا نزدیک بشه تا بفهمه چه کسی پشت ایت قضیه هست ولی ایسان قضاوت کرد و اجازه توضیح به دامون رو نداد و رفت با شاهرخ ایسان واقعا عاشق دامون نبوده به خاطر اینکه ازش متنفر شد و رفت با شاهرخ و میخواد ازش انتقام بگیره شاهرخ هم ایسان رو به خاطر خودش نمیخواد چون ایسان چند سال خدمتکار شاهرخ بود ولی شاهرخ بهش بی محلی کرد چون ایسان لنکت زبان داشت و درست وقتی ایسان زبونش باز شد و یه بار با شاهرخ س*ک*س کرد شاهرخ مثلا عاشق شد به نظرم ایسان خیلی بد کرد چون باید از دامون توضیح میخواست نه اینکه از واقعیت فرار کنه و……..

    1. اگه دامون میخواست که به بارانا نزدیک بشه باید به آیسان میگفت پس آیسان حق داشت که به دامون اجازه توضیح نده:)))

    2. وا ایسا لکنت زبان داشت ??? من تا اونجاییی خوندم که ایسان الویه درست میکنه که اول اسم دامونو روش نوشته و بعد دامونو مادر پدرش میان خونه ایسان اینا بعد شام گوشیه دامونو از جیبش برمیداره
      لطفا بگید پارت چنده چون من زدم فصل سه نیاورد بعقیشون شاید پارت بزنم بیاره و معلومه که فصل های بیشترشو شما خوندید کمکم کنید تا ادامشو بخونم

      پیلیز

  4. رمان، رمان خوبیه ولی الان که به جاهای هیجانیش رسیده و همه منتظرن که ببینن چه اتفاقی قراره بیوفته باید هی صبر کنیم تا پارت بعدی. اینجوری خیلی بده خیلیی.
    اینکه باید برا پارت بعدی تا چند روز صبر کنی خیلی مزخرفه و بازدید کننده های رمان رو کم میکنه. اونم این پارت ها که به زور دو صفحه میشه!

  5. سلام رمان قشنگی بود اما الان واقعا داره لوس میشه و اصلا پارت گذاری خوبی ندارین چهارتا خط شده یه پارت

    1. سلام فکر بهتری دارین؟ میخوایین دیگه پارتگذاری نکنم ؟ هزاران بار گفتم من نویسنده نیستم و ارتباطی هم باهاش ندارم که بگم تند یا اهسته بنویسه

  6. رمان قشنگیه ولی بدیش اینه پارتاش خیلی کمه
    دیر به دیرم آپدیت میشه به طوری که کلا فراموشش می‌کنی
    درکل بد نیست ممنون 💞

  7. خیلی داره چرت میشه:/ اسم رمان درباره همون استاد متجاوزگر هست بعد رفته با یکی دیگه:/ خیلی مسخره اس:|

    1. 👌🏼👌🏼👌🏼👌🏼👌🏼
      حرفت درستع، حداقل اسمشو عوض کن نویسنده محترم!
      الان اسم رمان هیج ربطی ب محتوای کنونی ش ندارع

  8. سلام این رمان خیلی خوبه ولی پارت گذاری منظم نیست بیشتر موقع ها اصلا دوشنبه ها پارت نمیزارین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا