رمان آپدیت شوندهرمان عاشقانه

رمان استاد متجاوز من

همراه شما هستیم از این تایم روز از وبسایت رمان خون با ” رمان استاد متجاوز من ” امیدواریم دوست داشته باشید با ما باشید با ادامه مطلب /

رمان استاد متجاوز من

خلاصه رمان »

انگشت اشارمو فرو کردم تو موهام و محکم شروع کردم به خاروندن مغز نخودیم.
به برگه ی جلوم نگاه می کردم و حس میکردم به زبان چینی روش نوشته شده چون هیچی ازش نمی فهمیدم و برام‌گنگ بودن.
یه استاد احمق و زبون نفهم گیرمون افتاده که اولین جلسه ی کلاس و اومده گفته یه امتحان از ترم قبل میگیره تا برامون دوره شه.
ولی اخه هرچی فکر میکنم اینا رو نداشتیم ما، نکنه من اون ترم یه کتاب اشتباه خریدم. همونطور که با مغز پوکم کلنجار می رفتم صدای نکره ی استاد بزغاله بلند شد و اعلام کرد وقت تمومه.
با قیافه ی اویزون، برگه ای رو که فقط اسمم توش نوشته شده بود و بلند کردم و با لودگی دادم دستش که چشم غره ای بهم رفت.
تاریخ! هعی، تاریخ چه بدرد ادم می خوره. خیلی زرنگین بیاین آینده رو بگین.
دستم و زدم زیرچونم که صدای عطیه بلند شد که می گفت:
_چرا مثل ارواح زل زدی به عظیمی بدبخت؟

برای مشاهده کامل این رمان لطفا از باکس دانلود زیر استفاده کنید


این رمان آپدیت میشود.
لطفا از ارسال دیدگاه های تکراری بشدت پرهیز کنید همچنین قبل از ارسال دیدگاه حتما دیدگاه های قبلی را مطالعه کنید دیدگاه های تکراری تایید نخواهند شد.

رمان های مشابه »

اگر نویسنده ماهری هستی و علاقمندی رمانت رو در سایت ما درج کنی میتونی از اینجا اقدام کنی.

نوشته های مشابه

‫2,295 نظرها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *