رمانرمان عاشقانهرمان های کامل شده

دانلود رمان همخونه اجباری

در این تایم زمانی از شب در وبسایت رمان خون در خدمت شما عزیزان هستیم با “ دانلود رمان همخونه اجباری ” سبک این رمان عاشقانه میباشد برای دانلود و توضیحات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید .

دانلود رمان همخونه اجباری

قسمتی از رمان »

با بهت بهش زل زدم!
مثل یه جوجه کوچیک توی بغلش حبس شده بودم.
انگار که تمامِ بدنم فلج شده بود و قدرت انجام کاری رو در برابرِ تنِ درشتش نداشتم.
میدونستم کاری که داره میکنه بی شک یه اشتباه بزرگه .اون مست بود، و توی مستی داشت با من مثل یه اسباب بازی، خوش گذرونی میکرد!
آروم *باش رو از *بام برداشت و بهم خیره شد.
تمام تن*و با دستای داغش لمس میکرد.
به چشم های سرخش زل زدم … دستمو روی سینش گذاشتم و سعی کردم ازش جدا شم اما زورش زیاد بود!
بی توجه بهم ت*پی که تنم بودو پاره کرد…
فقط یه لباس ز*ر تنم بود
با داد نالیدم:

-نکن . بزار برم ، نباید کلبه ی اعتمادی که بین خودمون ساختیم خراب شه؛ تو داری خرابش میکنی مهراد!
همونطور که دستش دور کمرم بود ؛ سرش رو توی گردنم فرو کرد و میکی عمیقی زد و گفت :
– هیس کاریت ندارم !سعی کردم آ* نکشم؛ نفسم رو توی سینه‌م حبس کردم و بعد از چشم لحظه که خودش رو عقب کشید، با اخم بهش خیره شدم و با سر تقی گفتم:
– تو حالت خوب نیست . ولم کن میخوام برم تو اتاقم درو قفل کنم و کمدمم بزارم جلوش ،به تو اعتمادی نیست. معلوم نیست میخوای امشب چیکار کنی.
با انگشتش گوشه لبم رو نوازش کرد .
قصد دیوونه کردنم رو داشت ؟
بدون اینکه نگاهش رو از *ب‌هام بگیره، آروم گفت :
– برو . قفل کن در اتاقت و اما کمد و نزار جلوش ، سنگینه کوچولو! میترسم به کمرت فشار بیاد.


دانلود رمان همخونه اجباری با لینک مستقیم بصورت pdf


رمان های که دیگران خوانده اند »

اگر نویسنده ماهری هستی و علاقمندی رمانت رو در سایت ما درج کنی میتونی از اینجا اقدام کنی.

نوشته های مشابه

‫7 نظرها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *