رمانرمان عاشقانهرمان هیجان انگیز

دانلود رمان گرداب

در این تایم زمانی از وبسایت رمان خون در خدمت کاربران عزیز هستیم با رمانی دیگر به سبک رمان عاشقانه این رمان با عنوان ” دانلود رمان گرداب ” منتشر شده است جهت ادامه توضیحات به ادامه مطلب مراجعه کنید

دانلود رمان گرداب

قسمتی از رمان »

در راهرو جلوی آینه ی کنسول طلایی، مشغول زدن رژ لب جامد بود، باصدای بلند مادرش از جا پرید، رژ لب روی چانه اش کشیده شد، با عصبانیت داد زد.
-اه…مامان الان چه وقته صدا زدنه؟!
سریع به طرف اتاف دوید، دستمال مرطوب را از داخل میز توالت کوچک و صورتی اش بیرون کشید، دوباره به سمت آینه کنسول دوید، صدای مادرش بلندتر بود.

-حداقل تا بابات اینا می رسن بیا میزو بچین!
سریع مشغول پاک کردن رژ لب شد؛ با اخم گفت:
-خوب به مریم خانم می گفتی بچینه دیگه!
مادرش با سینی حاوی لیوان ها با حرص از آشپزخانه خارج شد؛ مشغول چیدن لیوان ها روی میز ناهار خوری شد و کلافه گفت:
-مریم بیچاره کار داشت، در ضمن اگه نمی دونی باید بهت بگم کار اون نظافته، بقیه کارا دیگه وظیفه ش نیست.

صدای زنگ در به صدا در آمد ، نگار خانم هول هولکی آخرین لیوان را گذاشت گفت:
-بفرما ، اومدن، من میرم شال سرم کنم.
سایه دستپاچه شال همرنگ سارافون قرمزش را از روی کنسول برداشت و روی سرش انداخت، برای آخرین بار نگاهی به صورتش انداخت، چشم های سبز و موهای طلایی اش، صورت سفید و بدون خط و جوشش، کاملا شبیه مادرش بود و صورت کشیده و قد بلندش را از پدرش به ارث برده بود، اما اندام لاغرش نتیجه ی کم خوری و ورزشی بود که به شدت به آن علاقه داشت، صدای مادرش دوباره بلند شد.
-لااقل بیا برو درو باز کن!


این رمان آنلاین میباشد لذا جهت حمایت از نویسنده 

و مشاهده رمان فوق از کانال وی استفاده کنید

مشاهده آنلاین رمان گرداب


رمان های که دیگران مطالعه کرده اند »

اگر نویسنده ماهری هستی و علاقمندی رمانت رو در سایت ما درج کنی میتونی از اینجا اقدام کنی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *