رمان معمایی

دانلود رمان اغتشاشگر

در این تایم زمانی از شب از وبسایت رمان خون درخدمت شما دوستان گرامی هستیم با رمان بسیار  زیبای به سبک عاشقانه با نام ” دانلود رمان اغتشاشگر ” امیدوارم مورد پسندتون قرار بگیره همراه ما باشید.

دانلود رمان اغتشاشگر

قسمتی از رمان »

رویا:
-تو خیلی ظالمی.
هامین با تمسخر به کف دست تاول زده اش نگاه کرد.
حس می کرد با یک دختر 12 ساله طرف است نه 20 ساله!
واقعا مسخره بود.
این بچه می خواست نورایی را شکست بدهد؟
-من نمی تونم کار کنم.
-خب؟
-نمی تونی اینقدر در مقابل مهمون خونه ات ظالم باشی.
-من دعوت نامه برات نفرستادم.بارش با حرص نگاهش کرد.
این رفتارها از مردی که آمده بود کمکش کند بعید بود.
واقعا بعید بود.
-میگم من نمی تونم.
-شرط دوم به قوت خودش باقیه.
بارش با خشم گفت:یعنی چی؟ چه دلیلی داره من بخوام صیغه ی تو بشم؟ مگه خودت خواهر و مادر نداری…
هامین با حوصله گوشی را از جیب شلوارش بیرون آورد.

دستش را روی دکمه ی ضبط گوشی برد.
صدای نورایی پخش شد.
-همه دیدن اومده خونه ی تو، فکر نکن من بچه ام و می تونی گولم بزنی، همین امروز می فرستیش برگرده وگرنه به جرم اغفال یه دختر بیست ساله ازت شکایت می کنم، شنیدم کسی هم تو خونه ات نیست، خودت تنهایی، اون خدمتکارهای احمقت هم مهم نیست، به یه شکایت و گفتن اینکه بردیش تو خونه ی خالیت و رابطه دارین می تونم پدرتو در بیارم، قبل از اینکه بیشتر از این عصبی بشم بفرستش بیاد، اون مال منه.
بارش رنگ پریده به هامین نگاه کرد.
هاممین ضبط صدا را خاموش کرد و گوشی را درون جیبش گذاشت.
-خب؟


این رمان آنلاین میباشد لذا جهت مطالعه و حمایت از

نویسنده آن از کانال وی استفاده کنید

مشاهده انلاین رمان


رمان های مشابه »

گرداب

رمان کلاهداران

عروس خان

شوگر ددی

اگر نویسنده ماهری هستی و علاقمندی رمانت رو در سایت ما درج کنی میتونی از اینجا اقدام کنی.

تبلیغات ...

کامنت ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن