رمانرمان عاشقانهرمان معماییرمان های کامل شدهرمان هیجان انگیز

دانلود رمان اسیر دزدان دریایی

در این وقت روز در خدمت دوستان عزیز هستیم با رمان بسیار هیجانی با نام ” رمان اسیر دزدان دریایی ” امیدواریم مورد پسند شما همراهان همیشگی وبسایت رمان خون قرار بگیره در ادامه با ما باشید /

دانلود رمان اسیر دزدان دریایی

قسمتی از رمان »

داستان دختر مرد ثروتمندی که در یک سفر دریایی توسط دزدان خشنی گروگان گرفته میشود تا از پدرش اخاذی کنند اما رئیس دزدان دریایی خواب دیگری برای این دختر دیده …
قسمتی از محتوای رمان :»
انگلستان 1820
آب خنک حس عالی بهم میداد
به ساحل رودخونه نگاه کردم که ندیمه هام با نگرانی ایستاده بودن و لباس هام تو دستشون بود– شما هم بیایین داخل دخترا خیلی خنک و عالیه
– خانم … خواهش میکنم برگردین… اگر کسی شمارو ل*ت ببینه چی
– انقدر جوش نزن کتی … کسی این طراف نیست
اینو گفتم و به طرف میانه رودخونه رفتم . آب تا بالای سی*ه ام رسیده بود
چقدر خنک بود و زلال
کتی و مگی ندیمه های دوقلو من بودن اما همه میدونستن از پس من برنمیاد
نه اونا نه هیچ کس دیگه
حتی پدرم لرد آنسل از پس کوچکترین بچه اش و تنها دخترش سوفیا برنمی اومد…./ برای دانلود نسخه کامل این رمان زیبا از باکس دانلود زیر استفاده کنید


دانلود رمان اسیر دزدان دریایی با لینک مستقیم


رمان های پیشنهادی ما »

رمان غرورم را دوست دارم

عشق در وقت اضافه

اه شبهای سرد من

سلبریتی

بی قراری های شبانه ام

خانزاده دلربا

اگر نویسنده ماهری هستی و علاقمندی رمانت رو در سایت ما درج کنی میتونی از اینجا اقدام کنی.

‫41 نظرها

  1. سلام ادمین جون میشه رمان های مشابه همین رمان رو بهم پیشنهاد کنی و اسمشون رو بگی؟
    مرسییییییی

  2. سلام
    خیلی ممنون بابت رمانای خوبی که میذاری واقعا وقت ادمو داخل این دوره مزخرف کرونا پر میکنه

  3. قسمتی از متن(در واقع اول متن رمان):
    زبان امیلی :
    وزنمو روی پاهام جا به جا کردم
    قلبم داشت میومد تو دهنم
    هیچوقت تو اجتماع نبودم و این اولین بار بود تنهایی اومده بودم بیرون.
    نگاهش رو صورتم چرخیدو از صورتم روی بدنم چرخید
    روی سینه هام مکث کردو گفت
    – واقعا ۱۸ سالته؟
    سر تکون دادمو گفتم
    – تو مدارکم اینطور نوشته
    خودمم واقعا نمیدونستم ۱۸ سالمه یا نه. اما طبق مدارک ممکنه سنم کمتر باشه اما بیشتر نیست
    اخمی کردو گفت
    – اندامت میخوره اما صورتت نه
    سکوت کردمو تنم مور مور شد
    دورم چرخیدو روی دستشو به باسنم زدو گفت
    – چرا حاال اینکار… این اندامه تو حیفه ازش استفاده درست نشه
    از ترس بدنم شروع کرد به لرزیدن
    سریع خودمو جمع و جور کردمو گفتم اگه نمیخواین این کارو به من بدین لطفا مدارکمو بدین من برم
    پوزخندی زدو گفت
    – باشه دختر جون فقط میخواستم امتحانت کنم.از فردا بیا سر کارت. کسی جز تو برای تمیز کردن
    گچبری ها نداریم. این عمارتم ۱۲۰ تا گچ بری منقوش داره یعنی حسابی کار داری
    با این حرف پشت میزش نشستو گفت
    – دخترای جوون با ظاهر نصف تو توی بار کار میکنن و دو برابر تو در میارن. اونوقت تو
    میخوای اینکارو کنی! واقعا عجیبه
    آب دهنمو غورت دادمو گفتم
    – من تو شلوغی حالم بد میشه
    یه ابروشو باال انداختو گفت
    – اگه مارتا برات توصیه نامه ننوشته بود بهت شک میکردم
    این پا اون پا کردم
    تو مکالمه های اینجوری نمیدونستم باید چی بگم
    سوالی نگاهم کرد که گفتم
    – میشه از امروز کارمو شروع کنم؟ من به حقوقم نیاز دارم
    پوفی کردو مدارکمو گذاشت تو پوشه و گفت
    – باشه… اما از فردا ساعت کاری ۸ صبحه نه ده صبح یادت نره
    چشمی گفتمو پشت سرش راه افتادم.
    از راهرو شلوغی رد شدیم و نگاه همه خدمت کار ها رو روی خودم حس کردم
    لعنت به من و موهای زیادی روشنم ! یا شایدم چشمام که آبی و طوسی بود؟ یا سینه هام که نسبت
    به اندامم کمی بزرگ بود . شایدم باسنم…
    سد تکون دادم تا این افکار همیشگی از ذهنم پاک شه
    هرچی بود من… انگار تو قالب درستی نبودم.
    ظاهرم زیادی جلب توجه میکرد
    حتی با لباس های کهنه من
    و این برام خوب نبود
    چون منو میترسوند
    منی که تمام عمرم تو پرورشگاه بودمو بیشتر از ده تا آدم نمیشناختم
    تا رسیدیم به اتاق خدمتکار ها خیس عرق شده بودم…
    💕مدیر جان بسه این همه از متن؟؟؟💕

  4. سلام باعرض پوزش چون نمی تونستم عکس رو اینجا براتون بفرستم قسمتی از رومان رو براتون می نویسم.

    رمان جدید درباره ی یه مرد مولتی میلیونرهست که دشمن های زیادی داره یه شب متوجه میشه که خدمتکاری که داره اتاقشو تمیز می کنه برای خدمتکار بودن زیادی خوشگله و حدس میزنه جاسوس یکی از دشمناشه.برای همین تصمیم میگیره که درسی بهش بده که تاعمر داره فراموش نکنه اما…
    هیچ چیزی اون طوری که فکر می کنه نیست.

    امید وارم این بتونه کمکتون کنه تا این رمانو پیدا کنید و اینجا بزاریدش.

      1. برای پیدا کردن رمانش میخوایین قسمتی از متنشو برام بفرستید ؟ اسم رمانم بگید میدم بچه ها بررسی کنند

  5. سلام می بخشید پیرو جوابتون باید بگم جون به صورت پی دی اف دانلود کردم نمی تونم قسمتیش روبهتون بدم ولی اگه اخر رمان مقبره لیا که اتفاقا از همین نویسندا است رو بخونید متوجه میشید.

    1. سلام متاسفانه وقت کم دارم برای خوندن رمان /میتونید اسکرین شات بگیریر از محتوای رمان و اپلود کنی برامون از اینجا

  6. سلام و خشته نباشید
    لطفا رمان آموروفیلیا رو که کاری از همین نویسنده هست رو در سایت فوق العادتون قرار بدین
    ممنون

  7. سلام خسته نباشید ممنون میشم چند تا از رمان های مرتبط با این رمان رو معرفی کنین با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا